كشورهاي اروپايي ابعاد گسترده اين صنعت را از نظر توليد اشتغال و ايجاد درآمد درك كرده اند و از چند دهه پيش به شدت به توسعه اين صنعت پرداخته اند . تبليغات تلوزيوني گردشگري موضوعي است كه تمام كشورهاي توسعه يافته اين صنعت از آن بهره برده و مي برند ، تبليغاتي گسترده كه علاوه بر پخش آگهي و تيزر ، دامنه آن به فيلم هاي سينمايي ، فيلم هاي مستند ،سريالهاي تلوزيوني و فراتر از آن كانالهاي مخصوص تلوزيوني كشيده شده است . تهيه كنندگان و كارگردانان اين برنامه ها ضمن شناسايي مكانهاي گوناگون اعم از طبيعي ، تفريحي ، فرهنگي ، اقتصادي و ... اطلاعات كامل و جامع اي از قيمت ها ، كالاها و محصولات هنري و .. به مخاطبان خود ارائه داده و تشويق به بازديد از اين محل ها و حضور در جشوارهاي خريد مي نمايند ، چرا كه يكي از انگيزه هاي قوي توريست ارضاء انگيزه خريد است .
كشورهاي فرانسه با بيش از 80 ميليون نفر توريست خارجي ، اسپانيا 60 ميليون نفر، آمريكا 55 ميليون نفر ، چين 52 ميليون نفر، ايتاليا46 ميليون نفر وباگذشت تجربه چند با نگاه ي تازه ، بدنبال بازارهاي جديد توريست و توريسم نوين هستند، آنها به خوبي مي دانند كه هر توريست به منزله ورود حداقل 1000 دلار به چرخه اقتصاد و اشتغال است براي مثال كشور تركيه با حفظ ميراث فرهنگي و محيط زيست و با اتكا بر روزنه هاي تاريخي و مكان هاي توريستي صنعت و اقتصاد خود را به پيش ميبرد . يكي از اين جلوه ها آيين بزرگداشت 10 روزه مولانا و شب عروس در شهر قونيه است كه شاهد حضور 5 هزار نفر در هر برنامه سماع مي باشد . واقعيت اين است كه بسياري از كشورها مثل ترك ها براي توريست هاي ايراني سرمايه گذاري كرده اند و به جاي سرگرمي با آمار خيالي و اخبار غير واقعي براي اذهان عمومي به واقع كار كرده اند در تركيه با يك مقبره بيش از 200 هزار نفر ميتوانند بشكل مستقيم ارتزاق كنند در حالي كه آمار كل گردشگران خارجي و يا آمار شاغلين مستقيم اين صنعت در كشور به اين رقم نمي رسد و ما هنوز بدنبال توسعه هتل داري و گسترش شبكه ها و موسسات توريستي هستيم. البته تبليغات سوء برعليه ايران و شناسايي ايران به عنوان كشوري نا امن يكي از دلايل كاهش فاحش آمار توريست خارجي به ايران است.
بهترين و موثرترين شيوه براي جلب توريست كه به منزله تبليغات حضوري و فروش محصولات و صنايع داخلي است برگزاري نمايشگاههاي بزرگ در كشورهاي توريست پذير آنهم در مقاطع زماني تراكم توريستي با بكارگيري جلوهاي تاثيرگذار هنرهاي نور و تصاوير معماري و طراحي برگرفته از آثار هنري ، تاريخي و جلوه هاي زيباي با مجريان آشنا به زبان بين الملل و بومي در قالب مردمان هر منطقه باپوشش لباسهاي محلي و...
![]()
گیلان و صنعت تورسیم

به زودي هيچ منطقه اي در جهان خالي از جهانگرد نخواهد ماند، حتي قطب شمال و جنوب و فضا! بسياري از هم اكنون دارند براي مسافرت هاي فضايي ثبت نام مي كنند. كشتي هاي مسافرتي روز به روز افزايش مي يابند و غول پيكرتر مي شوند.(پیدا کنید جایگاه گیلان زمین را در این عرصه)
نکته قابل تأمل آن است، به چه دلیل علیرغم آنکه گیلان با موضوع گردشگری تعریف میشود، ورود گردشگر خارجی نامحسوس و بیشترین نقش را گردشگر داخلی در این منطقه بازی میکند.که حتی آن هم در جایگاه خود قرار ندارد و تا رسیدن به حد مطلوب راه درازی در پیش است.

از آن سو، گرايش به طبيعت هرلحظه بيشتر مي شود و اكوتوريسم جاي خود را باز و بازتر مي كند. مسافرت به مناطق بكر و دست نخورده.
در صنعت توريسم، توريسم طبيعت رشدي فزاينده دارد و مي رود تا در قرن حاضر (قرن بيست ويكم) حرف اول را بزند.

قابلیتهای گردشگری گیلان را علاوه بر طبیعت و اقلیم خاص منطقهای چون دریای زیبای خزر؛ رودها، کوهها، جنگلهای همیشه سبز، شالیزارها و ... تعریف میکند. ضمن آنکه میتوان بر صنایع دستی، کشاورزی و میراث معنوی آن تکیه کرد. بیتردید تکیهگاه همه موارد یادشده، گذشتهای بسیار دور و پیشینه بس درخشانی است که در دل این سامان نهفته مانده است.
کشاورزی، پرورش کرم ابریشم و صیادی که بخش دیگر محور توسعه در گیلان محسوب میشود با کشت برنج، چای، توتون، صید و نیز پرورش انواع ماهی، تولید و صدور خاویار همواره همراه بوده و به همین دلیل موضوعاتی چون اگری توریسم (توریسم کشاورزی) که امروزه از جایگاه ویژهای در دنیا برخوردار است، گردشگری کشاورزی را نیز در گیلان پُررونق نموده است.
روستای ماسوله، قلعه رودخان از یکسو، مرقد سیدجلالالدین اشرف برادر امام رضا(ع) در آستانه اشرفیه، خواهر امام رضا و دانای علی در رشت، امامزاده هاشم در جاده رشت ـ تهران، شاهزاده ابراهیم در شفت، آرامگاه میرزاکوچک جنگلی در رشت، آرامگاه دکتر معین در آستانه اشرفیه،

بقعه شیخ زاهد در لاهیجان، بقعه بیبی حوریه در بندرانزلی، بقعه شاه شهیدان در سیاهکل، مقبره کاشفالسلطنه بانی چای و موزه چای و حمام گلشن در لاهیجان و ... از دیگر جاذبههای استان گیلان محسوب میشود.

تالاب بینالمللی انزلی که در ردیف یکی از زیباترین تالابهای دنیا قرار گرفته است در کنار سایر تالابها و مردابهای این استان چون تالاب خطیب گوران و کهنهگوراب فومن، مرداب بوچاق در بندر کیاشهر، مرداب استیل آستارا، تالاب امیرکلایه لاهیجان، تالاب زربیجار، تالاب سیاه درویشان و نرگستان صومعهسرا و ... همواره پذیرای بسیاری از انواع پرندگان زیبای مهاجر بوده و شوق طبیعتگردی و موقعیت اکوتوریستی منطقه را دوچندان نموده است.
و كلام آخر اين كه: استان ما با جاذبه هاي بي شمارش مي تواند به راحتي صنعت توريسم را جايگزين بسیاری از مشاغل سخت و زیان آور كند. صنعتي كه نياز به سرمايه گذاري هاي سنگين ندارد.
تابستان امسال نیز در حال رسیدن به نیمه است ( هر چند با یک حساب سر انگشتی متوجه خواهیم شد بیش از نیمی از ان سپری شده است بیست روز اخر تابستان امسال مصادف است با ماه رمضان در این ماه معمولا مردم ما به مسافرت نمی روند)بدون آن که برنامه ریزی خاصی برای این صنعت مهم کرده باشیم.


روز پدر شاد و خجسته بــــاد

نمک بر زخم من شيرين تر از خواب سحر گردد ، جگرها خون شود تا يک پسر مثل پدر گردد .

شور عشقت هست در قلبم اي پدر
گرمي لبخندهايت هست در ذهنم اي پدر
مهرباني هايت همواره در من جاري است
ساز آواي صدايت هم هميشه با من است
از تو از عشق تو لبريز هستم اي پدر
من براي ديدنت با سر دوانم اي پدر
زندگي يعني پرواز در آغوش تو
مرگ يعني من بدون عطر تو
حرف آخر را برايت مينويسم اي پدر
با تو بودن را دوست دارم اي پدر 


شدم از مردی و مردونگی سیر
دیگه شاکی شدم از دست تقدیر
برای روز مادر شمش و سکه
واسه روز در شورت و عرقگیر

با اینکه من از وضع خودم دلگیرم
بی هدیه برای تو پدر می میرم
در شهر به هر مغازه رفتم دیدم
جوراب نداشت، بنده بی تقصیرم!

به زودی آدرس تمام جوراب و ...
و عرقگیر فروشی های گیلان رو میذارم تا واسه روز پدر جنس دلخواهتون رو پیدا کنید![]()
رندی را گفتند: چرا روز زن طلا فروشی ها شلوغ است و روز پدر جوراب فروشی ها؟
گفت: چون پول جوراب از همان جیبی در می آبد که پول طلا قبلا در آن بوده است.
مژده به خانمها: پژو ۴۰۵بدون " ایربک" بدون ایمنی، آماده آتش
سوزی
بدون دلیل، بهترین هدیه برای همسر عزیزتان![]()



یاد همه پدران از دست رفته بخیر

بیمارستان دکتر حشمت رشت در سال ۱۳۴۹ با نام کورش کبیر آغاز به کار نمود .
در سال ۱۳۴۰زمین این بیمارستان با مساحت ۱۶۱۳۲مترمربع توسط دکتر محمدرضا و محمدعلی بیانی فرزندان مرحوم هادی بیانی بصورت رایگان در اختیار جمعیت شیر و خورشید سرخ رشت قرار داده شد.
عملیات احداث ساختمان این بیمارستان در سال ۱۳۴۸و با زیربنای ۷۷۴۵متربه پایان رسید. این بیمارستان بعد از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۸۵به سازمان منطقه ای بهداری و بهزیستی گیلان پیوست .
اعم فعالیت های این مرکز از بدو تاسیس تاکنون :
۱- انجام فعالیت های مربوطه در خصوص اورژانسهای جراحی عمومی و ارتوپدی
۲- انجام فعالیت های مربوطه در خصوص تخصص گوش و حلق بینی
۳- ایجاد بخش جراحی ترمیمی پس از انتقال بخش تخصصی گوش حلق بینی به بیمارستان توتونکاران
۴- بخش داخلی غدد
در تاریخ ۱۳۶۳بیمارستان دکتر حشمت به بیمارستان قلب دکتر حشمت تغییر نام پیدا نمود که بنیانگذار آن استاد دکتر انوش برزیگر بوده است و در حال حاضر این بیمارستان با داشتن امکانات و تجهیزات مدرن از لحاظ ارائه خدمات سلامت به نحو مطلوب به بیماران این استان و استانهای همجوار (اردبیل ، زنجان ، قزوین ، مازندران ) را تحت پوشش قرار می دهد.
مشخصات فعلی بیمارستان :
با نام مرکز آموزشی درمانی قلب دکتر حشمت رشت دارای ۱۸۰تخت مصوب و ۱۴۰تخت فعال مشغول به ارائه خدمت به بیماران می باشد مجهز به بخشهای CCU - ICU-OH POST ANGIO ، اورژانس ، قلب کودکان ، جراحی قلب ، قلب زنان و قلب مردان می باشد. بخش های پاراکلینیکی شامل آزمایشگاه و بانک خون ، رادیولوژی و اکو کاردیو گرافی ، اکوکاردیو گرافی مری ، تست ورزش ، هولتر مونیتورینگ ریتم و فشار ، کاتتریسم آنژیو گرافی و آنژیوپلاستی و نصب پیس میکر قلب .

در عجبم ... ، در عجبم از اينهمه صداقت و پاكي كه تنها در يك جسم كوچك جمع شده است .
مينويسم بناچار تا شايد جبراني باشد تنها براي يكي از آن هزاران دانه اشكي كه مادرم براي زنده ماندنم ريخت .
مادر :میمش :مهر و محبت . الفش :آرامش و ایثار. دالش: دوستی . رایش: رحم و رفاقت
مادر در باران آمد .مادر با یک سد نان آمد.مادر با دستی پینه خورده آمد.مادر با دلی پراز اضطراب آمد.مادر دلخور از دست فرزند آمد.مادر با قلبی مهربان آمد .

تاج از فرق فلک برداشتن جاودان آن تاج برسر داشتن
در بهشت آرزو ره یافتن هر نفس شهدی به ساغر داشتن
روز درانواع نعمت ها و ناز شب بتی چون ماه دربر داشتن
صبح از بام جهان چون آفتاب روی گیتی را منور داشتن
چون صبا در"مزرع سبزفلک " بال در بال کبوتر داشتن
حشمت وجاه سلیمان یافتن شوکت و فر سکندر داشتن
تا ابد در اوج قدرت زیستن ملک هستی را مسخر داشتن
برتو ارزا نی که ما را خوشتر است لذت یک لحظه مادر داشتن
فریدون مشیری

مادر اي روياي سبز غنچه ها
مادر اي پرواز نرم قاصدک
مادر اي معناي عشق شاهپرک
گونه هايت کاش مهتابي نبود
تا دلم در بند بي تابي نبود
اي تمام ناله هايت بي صدا
مادر اي زيباترين شعر خدا
شعر مادر
گویند مرا چو زاد مــــــــــادر پستان به دهن گرفتن آموخت
شبها بر گاهــــــــــواره من بیدار نشست و خفتن آموخت
دستـم بگرفت و پا به پا برد تا شیـــــوه راه رفتن آموخت
یک حرف و دو حرف بر زبانم الفاظ نهاد و گفـــــتن آموخت
لبخند نهــــــــــاد بر لب من برغنچه گل شگفتن آموخت
پس هستی من ز هستی اوست
تا هستم و هست دارمش دوست
ایرج میرزا
مایی كه خود را بدرد زمانه مبتلا كرده ايم ، همكنون مادري در گوشه خانه سالمندان منتظر ماست .
هيچگاه فراموش نكنيم كه اگر امروز هستيم از بركت وجود اوست .

اگه فکر میکنی بزرگ شدی، صاحب زن و بچه شدی، می خوام بگم تو هنوز همون بچه مامانی هستی، واسه مادرت، اگر چه سنت بالای چهله.
اون شبای که بیمار بودی حالت خوب نبود مادرت از تو بیشتر زجر می کشید .مادرا حاظرن بمیرن بیماری و مرگ بچه شون نبینن.
هیچ وقت یادت نره اگر چه مادرت رو کنارت به ظاهر نمی بینی یا فوت کرده مادرت دستت رو گرفته فقط باید دست گرم و مهربو نشو احساس کنی.
![]()
زلزله 4/7 ريشتري نيمه شب 31 خرداد سال 69، به ناگاه يكصد هزار واحد مسكوني را در رودبار بر سر ساكنان خفته و بيدارش ويرانه كرد و جان دهها هزار نفر از زنان و مردان و كودكان گيلاني را گرفت.
اين زلزله در عرض چند ثانيه حدود دو هزار و 100 كيلومتر مربع كه 27 شهر و يك هزار و 871 روستا را در برمي گرفت، ويران كرد.
شايد اگر بازار داغ تماشاي مسابقات فوتبال جام جهاني 1990 نبود، تعداد تلفات اين زلزله هولناك به بيش از يكصد هزار نفر نيز مي رسيد.

در زمان وقوع زلزله بسياري از مردم استان گيلان به خصوص جوانان در دقايقي پس از ساعت 24 پنجشنبه 21 ژوئن 1990، سرگرم تماشاي مسابقات فوتبال بودند كه زمين به يكباره لرزيد.
و اين چنين بود كه پس از حدود دو هزار سال، دوباره ديو زلزله بي خبر به رودبار برگشته بود تا آن را دوباره ويران كند.
لرزش ناگهاني و وحشتناك زمين در بامداد ۳۱خرداد سال ۱۳۶۹زحمات چندين نسل مردم شهرهاي رودبار، منجيل ،لوشان و روستاهاي گيلان و زنجان و بخشي از قزوين را ويران كرد.
درآن حادثه زمين شكافته و هوا غبارآلود شد و ناگهان همه چيز در تلي از دود و خاك و آوار فرو رفت.

خفتگان كمتر از چند ثانيه در خاك شدند و همه چيز در تاريكي فرو رفت و زمين به قبرستان بزرگ تبديل شد، ساختمانهاي شهرهاي رودبار، منحجيل و لوشان فرو ريخت و نفس هزاران نفر خفه شد.
همه جا فرياد و ناله بر آسمان بلند بود ولي فريادرسي نبود، شمار نجات يافتگان از آن حادثه هولناك بسيار اندك بود و كسي در آن شب دهشتناك قدرت نجات كس ديگري را نداشت و بسياري نيز نميدانستند كه آيا به دنبال كسان خود بگردند و يا به سوي فريادهاي زير آوارها بشتابند.
كسي از حادثه خبري نداشت تا ظهر روز بعد از زلزله همه در بيخبري به سر مي بردند و هيچ كس نميدانست كه چه اتفاقي افتاده است.
وقتي كه خبر از صدا و سيماي كشور پخش شد آدرس كانون زلزله به دليل اعلام رشت و ديلمان گمراهكننده بود كسي نميدانست در رودبار چه خبراست.
اما بعد از چند روز كه عمق فاجعه مشخص شد ........................



























