تبليغاتX
بلسبنه

ميليون‌ها بيمار جان خود را مديون افرادي هستند كه هرگز ملاقاتشان نخواهند كرد، افرادي كه خون خود را بدون هيچگونه چشمداشتي اهدا مي‌كنند.

جمعیت ایران جوان‌است و متناسب باافزایش سن، میزان اعمال جراحی و نیاز به مصرف خون و فرآورده‌های خونی بالا می‌رود. ( و این مسئله در زمستان و با برودت هوا به اوج خود می رسد).

                       هیچ جراحی بدون تامین چند واحد خون امكان پذیر نیست،

تا سال ۱۳۳۶ه ش عمل انتقال خون بصورتي ابتدايي گرفتن خون از اهدا کننده مخلوط کردن آن با ماده ضد انعقاد خون و تزريق بلافاصله آن به بيمار فقط در بيمارستان امريکايي رشت که در سال ۱۲۸۴ه ش توسط دکتر فريم در محله چراغ برق تاسيس شده بود انجام مي گرفت.

پس از اين تاريخ گروهي اهدا کننده حرفه اي تامين بخش اعظم خون مورد نياز بيماران در بيمارستان پورسيناي رشت را بعهده گرفتند.

متعاقب افزايش تعداد بيماران و بخصوص شيوع بيماري فاويسم و افزايش نياز به ترانسفوزيون خون اولين مرکز انتقال خون در سال ۱۳۳۹با مساعدت دکتر ابراهيم جفرودي رئيس هيات مديره و مهندس اسماعيل جفرودي مدير عامل وقت شير و خورشيد سرخ و توسط دکتر فروحي رئيس بخش ۲جراحي بيمارستان پورسيناي رشت و برادر ايشان در ساختماني واقع در خیابان علم الهدي فعلي رشت راه اندازي گرديد.

پس ازانقلاب اسلامي ايران تامين خون از طريق اهداکنندگان حرفه اي ممنوع و محل انتقال خون نيز به چهارراه ميکائيل منتقل شد و تا سال ۱۳۶۴کماکان تحت نظر جمعيت هلال اهمر فعاليت مي نمود.

               اهداي خون شما خزان عمري را بهاري دوباره بخشيد

پس از اين تاريخ کليه مراکز انتقال خون در سراسر کشور تحت پوشش سازمان انتقال خون ايران قرار گرفته و هم اکنون بر اساس استراتژيهاي سازمان بهداشت جهاني W.H.O سيستم اهداي خون جايگزين از طريق بستگان بيمار نيز حذف و تامين خون سالم فقط از طريق اهداکننده داوطلب انجام ميشود.

               هديه نعمت سلامتي خود را با اهداي خون پاس بداريم

اهدا خون به عنوان یکی از شاخص‌های مهم همدلی، احساس مسوولیت و پیوند با همنوع در جامعه کنونی از اهمیت فراوان برخوردار است.

به سه دلیل می‌توان خون اهدا کرد:

  1. هر سه ثانیه یک بیمار نیاز به تزریق خون دارد
  2. از هر سه نفر یک نفر در طول عمرش نیاز به خون خواهد داشت.
  3. در ایران اگر ۳نفر، سالی ۴بار خون اهدا کنند، هر ماه یک کودک نجات می‌یابد.


    فوايد اهداي خون چيست ؟

نجات جان انسانها , انجام آزمايش هاي مختلف رايگان (هپاتيت تعيين گروه B هپاتيت C ايدز و سيفليس) بر روي خون و اطمينان از سلامتي آن و فرد كننده ,تعيين گروه خون و Rh ,فعال شدن مراكز خونساز بدن , كمك به ايجاد امنيت اجتماعي ,كمك به توسعه بهداشت و توسعه حس نوعدوستي.

از يك واحد خون فرآورده هاي مختلفي تهيه مي شود از جمله :گلبول قرمز متراكم ,گلبول قرمز منجمد,پلاسما,فاكتورهاي انعقادي كنسانتره , پلاكت ,كرايو, آلبومين و انواع ايميونوگلوبولينها كه هر كدام مي تواند برحسب نياز بيماران مصرف گردد .

               ۲/۶ درصد مردم ایران خون اهدا می کنند

فردي با گروه خون A تنها مي تواند به بيماري با گروه خون A خون اهدا نمايد.
فردي با گروه خون B تنها مي تواند به بيماري با گروه خون B خون اهدا نمايد
.
فردي با گروه خون O مي تواند به بيماري با گروه خون O خون اهدا نمايد. البته تنها در شرايط اضطراري مي تواند به بيمار با گروه خون A,B, ويا AB نيز خون اهدا نمايد.

دهنده عمومي :در شرايط اضطراري ,گروه خون O منفي به هر فردي مي تواند خون اهدا نمايد.
گيرنده عمومي :گروه خوني AB مثبت از هر فردي مي تواند خون در يافت كند
.

                   در تمام فصول اهداكننده خون باشيم

عامل Rh ار- هاش

اين عامل در ۸۵تا ۹۰در صد گلبولهاي قرمز خون ايرانيان وجوددارد.اين اشخاص را ارهاش مثبت
Rh+ مي نامند.۱۰تا ۱۵در صد باقي مانده (پس كميابند) فاقد اين عامل بوده , به آنها ارهاش Rh- مي گويند.



مقدار خون اهدایی
بسته به وزن و شرايط جسماني , يك فرد سالم مي تواند در هر مرتبه ۴۵۰سي سي (يك واحد استاندارد) خون اهدا نمايد.

افراد سالم بطور كلي :خانمها(۳بار در سال ) و آقايان (۴بار در سال) قادر به اهداي خون مي باشند.
حداقل سن قابل قبول ۱۷سال و حداكثر ۶۰سال براي كساني كه بار اول مراجعه نموده اند و ۶۵سال براي كسانيكه داراي سابقه اهداي خون مي باشند, تعيين شده اند.

كساني كه فشار خون ماكزيمم آنها بين ۹تا ۱۸و فشار خون مينيمم آنها بين ۶تا ۱۰مي باشد مي توانند خون اهدا نمايند.اما اشخاصي كه فشار خون آنها بيش از حدود فوق باشد,تنهادر صورتيكه با درمان كنترل شده و مشكل ديگري در بين نباشد , مجاز به اهداي خون خواهند بود.

اهدای خون توسط بيماران ديابتي (قند خون بالا)

در صورتيكه قند خون بيمار با رژيم غذايي ويا داروهاي خوراكي كنترل شده ووي واجد ساير شرايط اهداي خون نيز باشد قادر به اهداي خون خواهد بود.

                     

جبران خون اهدا شده:

با دريافت مايعات كافي ,در كمتر از ۱۲ساعت پس از اهدا خون ,قسمت مايع و حداكثر ۲تا ۳هفته بعد ,عناصر سلولي خون جبران مي گردند .

قبل از اهدای خون ، اهداء كنندگان چه كارهایی باید انجام دهند؟

اهدای خون تجربه لذت بخشی است ؛ پس باید به خاطر داشته باشید: قبل از اهدای خونیك غذای مناسب بخورید و میزان آب بیشتری نسبت به روزهای گذشته میل كنید. اگر ممكن است از خوردن آسپرین به مدت ۴۸ساعت قبل از اهداء خودداری فرمائید.

برای جایگزینی مایعی که با اهدای خون از بدنتان خارج می‌شود، مایعات اضافی بنوشید. در عین حال از خوردن نوشیدنی‌هایی مانند چای، قهوه و نوشابه‌های کافئین‌دار پرهیز کنید.

 غذاهای غنی از آهن مانند گوشت قرمز، مرغ ، ماهی و جگر بخورید. لوبیا، غلات غنی‌شده با آهن، آجیل و برگه میوه ها مثل کشمش و آلو نیز مناسب هستند.

 از غذاهای چرب اجتناب کنید، زیرا چربی‌های وارد شده به خون ممکن است نتیجه آزمایش‌هایی را که از لحاظ بیماری‌های عفونی بر روی خون انجام می‌شود، تحت تاثیر قرار دهند و در صورت عدم امکان انجام این آزمایش‌ها، ممکن است خون اهدایی دور ریخته شود

نام و مقدار داروهای مصرفی خود را به یاد داشته باشید. خوردن دارو از اهدای خون جلوگیری نمی كند ولی علت مصرف آن ممكن است از اهدای خون جلوگیری نماید.

نکاتی که پس از اهدای خون باید رعایت نمود.

الف:استراحت پس از اتمام خونگيري بمدت حدودا"ده دقيقه .
ب:مصرف مايعات كافي پس از اهداي خون
.
ج:عدم كشيدن سيگار تا دو ساعت پس از اهداي خون
.
د:عدم انجام كار سنگين تا ۲۴ساعت با دستي كه سوزن خورده
.
ه:مراجعه به پزشك در صورت احساس هر گونه مشكلي پس از اهداي خون
.

مصرف كنندگان اصلی خون و فرآورده های آن در ایران

۱– بیماران تالاسمی

۲– بیماران مبتلا به انواع هموفیلی

۳– بیماران دیالیزی

۴– بیماران نیازمند به جراحی های بزرگ ( قلب ، كلیه ، مغز استخوان ، و زنان )

۵– مبتلایان به بیماری های خونریزی دهنده

۶– نوزادان مبتلا به زردی ناشی از ناسازگاری خون مادر و جنین

۷– پیوند اعضاء

۸– سوختگی های شدید

۹– كم خونی های مزمن

۱۰– انواع سرطان ، به خصوص در مرحله شیمی درمانی

لازم به ذکر است که با وجود پیشرفت های گسترده در طب انتقال خون هنوز هیچ ماده ای که بتوان آن را جایگزین خون نمود کشف نشده است.

  اهدای خون، حجامت نوین برای درمان بیماری ها

"مطابق آخرین مقررات جهانی افراد حجامت شده مجاز به اهدا خون نیستند مگر آن كه یكسال از آخرین حجامت آنان گذشته باشد. "

                         ترویج حجامت منافی فرهنگ اهدای خون

بر اساس نرم افزارهای موجود كشوری، ۲۰درصد داوطلبان (حدود ۳۵۰هزار نفر) از رده ی اهدا كنندگان خون خارج می‌شوند كه پنج علت نخست آن وجود رفتارهای پرخطر، بیماری یا سابقه وجود بیماری مزمن، فشار خون بالا، ‌كم خونی و حجامت است.






منابع: سازمان انتقال خون گیلان - تبیان - زندگی سالم - افتاب

نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 9:31 توسط رهنما| |

با توجه به فرا رسیدن ماه محرم و توزیع نذورات و غذا در ظروف یک بار مصرف :

این روزها استفاده از این نوع ظرف چنان متداول شده است كه به سختی می‌توان دنیای بدون یك بار مصرف‌ها را مجسم كرد.

علاوه بر آبمیوه فروشی ها، بستنی فروشی‌ها، پیتزا فروشی‌ها، سلف سرویس ادارات و دانشگاه‌ها، پای ظروف یك بارمصرف به میهمانی‌های خانگی هم باز شده است و بسیاری ترجیح می‌دهند هنگام پخش غذای نذری و در مراسم هایی مانند جشن تولدهای كودكانه دردسر شستشوی ظرف را به‌ كلی از برنامه حذف كنند و از بشقاب و لیوان‌های رنگارنگ پلاستیكی استفاده كنند.

                      

طبیعی است كه وقتی كالایی این چنین جای خود را در سبد خانوار باز می‌كند، با چند اطلاعیه بهداشتی مصرف آن محدود نمی‌شود، اما استفاده صحیح از این پدیده حداقل كاری است كه می‌توان نسبت به آن امید داشت. ضمن اینكه استفاده از ظروف یك بار مصرف گاهی اوقات محاسنی هم به همراه دارد و اطلاعیه ی دانشگاه علوم پزشکی ایران دقیقاً به همین موضوع اشاره دارد:

«به منظور جلوگیری از مسمومیت‌های ناشی از آلودگی ظروف توصیه می‌شود جهت توزیع مواد غذایی و آشامیدنی از ظروف یك بار مصرف استفاده شود.» .

                    

مزایای ظرف  پلاستیکی

● حذف عملیات شستشوی ظروف
● حذف زیانهای ناشی از شکستن و یا لب پر شدن ظروف
● کاهش مصرف آب و هزینه های مربوطه
● کاهش فضای آشپزخانه ناشی از حذف ماشین آلات شستشو
● حذف هزینه های مربوط به خرید مواد پاک کننده و شستشو دهنده
● اطمینان از بهداشتی تر بودن ظروف یک بار مصرف از نگاه مشتری
● کاهش تعداد خدمه آشپزخانه و رستوران و در نتیجه کاهش هزینه های مربوطه
● امکان ایجاد فضای بیشتر جهت سرویس دهی به مشتریان بیشتر
● عدم نیاز به ظروف در اندازه های مختلف
● کاهش سرمایه راکد( ماشین آلات شستشو . ظروف و...)
● اختصاصی بودن ظروف به جهت طرح جدید آن
● حذف سینی های پلاستیکی

                    

«حتی المقدور در مكان‌هایی كه ظرفشویی حداقل دو مرحله‌ای شستشو- آبكشی موجود و امكان شستشوی صحیح و ضد عفونی مناسب وجود دارد، توصیه می‌شود ظروف شیشه‌ای (پیركس)، استیل و چینی سالم بدون ترك خوردگی و لب پریدگی به جای ظروف یك بار مصرف مورد استفاده قرار گیرند.»

ظرف شفاف به‌علاوه ی غذای داغ مساوی ‌است با سرطان.

ظروف یك بار مصرف بی‌رنگ و شفاف فقط برای غذاها و نوشیدنی‌های سرد مناسب هستند و نباید برای نوشیدنی‌ها و غذاهای داغ استفاده شوند.

                   

همچنین ظروف یك بار مصرف سفید رنگ و فوم دار برای مواد غذایی سرد، گرم و مرطوب مناسب هستند.

خاصیت سرطانزایی ظروف یکبار مصرف
وجود مونومر های سمی در ظروف یکبار مصرف
بطور کلی پلاستیک ها ، پلیمرهایی (بسپار ) هستند که از سنتز مواد اولیه به نام مونومر تهیه می شوند .مونومر ها موادسمی و برای سلامت انسان مضر هستند . درحالی که پلیمرها خنثی هستند و خطری برای سلامتی انسان ندارند اما اشکال کار اینجاست که معمولاً درفرایند تهیه پلیمر مقداری مونومر باقی می ماند. به این دلیل در استفاده از پلاستیک ها به عنوان ظرف غذا باید بسیار محتاط بود .   
                                       

 

تخریب محیط زیست

واقعیت دردآور این است که این ظروف از نفت که منبع غیر قابل تجدید پذیر است با این حجم انبوه تولید می شوند و تا ۲۵۰الی ۵۰۰سال پس از مصرف هم تجزیه نمی شوند از طرفی گسترش استفاده از ظروف یکبار مصرف در حالی بوقوع پیوسته که به موازات آن سیستم بازیافت توانمدی در کشور ما بوجود نیامده است .

انتشار ظروف یکبار مصرف در طبیعت موجب می شود که جنس خاک پلاستیکی شود و موجب خفگی گیاهان می شود . انباشته شدن زباله ها در مدت زمانی نه چندان زیاد می تواند حاصلخیزی خاک را از بین ببرد این در حالی است که برخی از افراد پس از مصرف غذا و... ظروف یکبار مصرف را در فضای طبیعت رها می کنند!!

 
استفاده نابجا از ظروف پلی‌اتیلن(پلاستیکی) موجب آزاد شدن مواد آلی و تركیبات شیمیایی موجود در دیواره ظروف و ورود آنها به داخل مواد غذایی می‌شود كه مصرف آنها برای سلامتی مضر است و ممكن است مشكلات گوارشی و حتی بروز برخی بدخیمی‌ها در افراد را به دنبال داشته باشد.
 
            
در مورد لیوان‌های یک بار مصرف نیز زیاد مطمئن نباشید که شما اولین نفر استفاده کننده از آنها هستید! لذا توصیه می‌شود که بعد از استفاده ی لیوان یک بار مصرف، حتماً آن را مچاله کرده یا پاره نمایید.
 
مردم براي نوشيدني‌هاي گرم از ليوان‌هاي كاغذي يا ظروف پلي استايرني سفيد رنگ و براي نوشيدني‌‌هاي سرد از ظروف پلي استايرني بي‌رنگ و شفاف استفاده كنند و از ريختن مواد داغ در ظروف يكبار مصرف خودداري كنند. 
          
اگر قرار است غذاهاي طبخ شده پس از دو ساعت ماندگاري در اين ظروف مصرف شوند بايد غذا در شرايط مطلوب يعني زير دماي ۱۴درجه يا بالاي ۶۰ درجه نگه‌داشته شود. بهتر است، اين مواد غذايي را روي شعله ملايم گاز قرار داد تا از آلودگي ثانوي جلوگيري شود.
استفاده از ظروف پلي اتيلني كه با علامت اختصاري (PE) و پروپيليني(PP) و پلي استايرني فوم‌دار (EPS) و (HIPS) نشان داده‌مي‌شوند و سفيد رنگ هستند براي بسته بندي و نگهداري محصولات لبني، روغن و سركه و مواد غذايي گرم و مرطوب بلامانع است اما براي نگهداري غذاهاي داغ مثل آش و غيره مناسب نيستند. در ضمن ظروف پلي استايرني شفاف (‌GPPS) براي نوشيدني‌هاي سرد ساخته مي‌شوند و ريختن مواد داغ مثل چايي در آنها خطرناك است.
اما همه داستان مضرات ظروف يكبار مصرف به همين جا ختم نمي‌شود. در كنار آنچه در مورد اين ظروف گفتيم، خطر استفاده از ظروف غير استاندارد هم هميشه در كمين مصرف‌كنندگان است.
بررسي‌ها حاكي است درصد قابل ملاحظه‌اي از كارگاه‌هاي توليدكننده اين محصولات داراي مجوز مورد تاييد نيستند و به شكل غير قانوني از ضايعات بهره‌برداري مي‌كنند و به دليل نبود كنترل كافي و دقيق انواع پلاستيك‌ها با مواد ديگر جمع‌آوري و بازيافت مي‌‌شوند.
 
نكته مهم دیگر در استفاده از ظروف یك بار مصرف به نوع رنگی این ظروف مربوط می‌شود كه استفاده از آنها احتیاط بیشتری را می‌طلبد، چرا كه اصولاً جنس یك بار مصرف‌ها به گونه‌ای است كه توانایی نگهداری رنگ را ندارند و هنگام تماس با چای یا غذای داغ رنگ حل می‌شود و یك لایه از آن همراه غذا یا چای میل می‌شود. اما از آنجایی كه خوردن رنگ در هیچ شرایطی توصیه نمی‌شود، اگر در میهمانی خود قصد استفاده از تكنولوژی‌های نوین را دارید، لطفاً به این بهانه رنگ به خورد خلایق ندهید!



 
 منابع: وزارت بهداشت - تبیان - حدیث ناتمام - تهران امروز 
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 13:27 توسط رهنما| |

بیست و شش روز تا نود سالگی

احمد عاشور‌پور، نغمه‌خوان خلاق (نغمه‌ساز و ترانه‌سرا و خواننده) و نخستین صدای گیلكی پخش شده از رادیو تهران سال‌های ۱۳۲۰، به عنوان كهنسال‌ترین خواننده ایران . روز شنبه درگذشت

             

احمد عاشورپور - پیشکسوت موسیقی فولکلوریك - پس از دو ماه بستری بودن در بیمارستان جم تهران، دیروز درگذشت.
این هنرمند به‌دلیل عوارض ناشی از کهولت سن و عفونت ریه در بخش عمومی بیمارستان بستری شده بود كه امروز در این بیمارستان درگذشت.

             

از صدای زیبای او ده‌ها صفحه گرامافون و نوار كاست پر شده و بین دوستداران موسیقی،‌ دست به دست گشته است.
زمانی كه عاشورپور جوان وارد صحنه موسیقی شد، با برخورداری از غریزه زبده هنری و نیروی پرشور زندگی،‌ خیلی زود جایگاه خود را به عنوان یكی از پرچمداران جریان نوسازی تثبیت كرد و در نحوه مواجهه با ساختارهای صوتی، بومی، محلی و منطقه‌ای، جایگاه نخست را از آن خود نمود.

                    

درست از همین روست كه موسیقی عاشورپور رنگین‌كمانی از مواد موسیقایی گوناگون است. عاشورپور جوان، خواه به فراست هنری و خواه به یمن شم هنری و یا آمیزه هر دو، صدای زندگی پیرامون خود را شنید و آن را در ساختاری واحد جمع كرد.
عاشورپور از همین‌رو عاشقانه از زندگی می‌گوید؛ عاشق كوه و دشت و دریا، عاشق روی زیبا، عاشق دوستی و صفا، عاشق لحظه‌ها و از آرمان‌ اقدام برای بهبود زندگی. برای نیل به این منظور باید صمیمی و ساده و بی‌پیرایه سخن گفت: راحت و روان خواندن تا بیشترین همراهان را كنار خود ببینی. عاشورپور در این مسیر دشوار، در جامعه هفتاد سال پیش ایران به موفقیتی تحسین‌برانگیز دست یافته است.

                 

احمد عاشورپور خواننده گیلانی در ۱۸بهمن ۱۲۹۶در غازيان ، بندرانزلی متولد شد. وی فارغ التحصیل مهندسی کشاورزی از دانشکده کشاورزی کرج دانشگاه تهران است. عاشورپور خواندن را از زمان تحصیل در انزلی به صورت غیرحرفه ای آغاز کرد ولی هنگامی که در يکی از برنامه های هنری دانشکده کشاورزی کرج ترانه گيلکی خواند به فکر خواندن حرفه ای افتاد.در این زمان راديو در ايران تازه تأسيس شده بود. در سال ۱۳۲۲وی به ابوالحسن صبا معرفی شد. صبا صدای عاشور پور را آزمود و پسنديد و او را به راديو معرفی کرد.نخستين بار در سال ۱۳۲۲صدايش از راديو پخش شد. وی بین سالهای ۱۳۲۵تا ۱۳۲۷و ۱۳۳۶تا سال ۱۳۳۸به همکاری با رادیو پرداخت.عاشور پور از خوانندگان کلاسیک و فولکلور به حساب می آید که گرچه به زبان گیلکی می خواندند ولی به آموزش و تحصیل علمی موسیقی نیز پرداخت. اشعار و ترانه هایی که خوانده برگرفته از فرهنگ گیلان و بازتاب زندگی ، شادی ها ، غم ها ، آمال و آرزوهای مردم گیلان است. "

                            

          آفتاب خيزان، دريا توفان: زندگی و آثار احمد عاشورپور

 

احمد عاشورپور ‌ كه‌ موسيقي‌ را از همان‌ سالهاي‌ جواني‌ - خودش‌ مي‌گويد ۲۲سالگي‌ - جدي‌ دنبال‌ كرد و به‌ فراخور تاثير زياد موسيقي‌ اروپاي‌ مركزي‌ و شرقي‌ بر موسيقي‌ ايراني‌ توانست‌ سبك‌ جديدي از موسيقي را با بهره‌گيري از ريتم والس و آواهاي غني موسيقي گيلان زمين به‌مخاطبان خود از سالهاي ابتدايي دهه بيست دهد.
او كه‌ميانه‌اي هم‌با سياست داشته در دوران‌سلطنت محمدرضا پهلوي همواره با چالش‌هاي رژيم رو به رو بود و از اين رو فعاليتش محدود شد. در سالهاي پس از انقلاب هم كه روح رخوت و گاه گوشه نشینی
‌ موسيقي‌ كشور را به عقب راند عاشورپور نيز گريزي نداشت جز سكوت.
در سالهاي اول انقلاب برخوردهاي قهرآميزي با هنرمندان صورت گرفت به طوري كه به عنوان نمونه در برخوردي با استاد هنرمند بهارى نوازنده چيره دست كمانچه، ساز وي را شكستند و وقتي سالها بعد به اشتباهات پي برده شد هر چه كردند تا استاد چند شاگرد توانا تحويل جامعه هنري دهد آن استاد دلگير نتوانست و سر آخر رفت...
به هر حال درست در روزها و ايامي كه فضاي هنري كشور نسبت به سالهاي گذشته اندكي بازتر شد تا ديدگاهها و برداشت‌هاي‌ متحجرانه‌ از هنر رنگ‌ ببازد و حقيقت‌ هنر نمايان‌ شود، عاشورپور به‌ همراه‌ جواني‌ با ذوق‌ كه‌ كمر به تنظيم و بازسازي آهنگ‌هاي‌ استاد بسته‌ بود بار ديگر بعد از سالهاي‌ فراوان،
درسال‌ ۸۲در تهران‌ به‌ روي‌ سن رفت، اين‌ جوان‌ گيلاني‌ كه‌ كارشناسي‌ موسيقي‌ را از دانشگاه‌ تهران‌ اخذ كرد كسي‌ جز بابك‌ ربوخه نيست‌ كه‌ به‌ نوعي‌ كمك‌ و احيا كننده‌ عاشور پور در
سالهاي‌ دور موسيقي‌ گيلان‌ است.
عاشور پور كه‌ هشتاد و
هفتمين‌ بهار زندگي‌ خود را سپري‌ كرده‌ در سال ۸۳
در رشت‌ به‌ همراه‌ گروه‌ نكيسا به‌ سرپرستي‌ بابك‌ ربوخه كنسرت‌ برگزار كرد و آنچنان‌ كه‌ انتظار مي‌رفت‌ مردم‌ به‌ پاس‌ هنر وي‌ در مقام‌ تجليل‌ از وي‌ حضور يافتند و او را به‌ آنچه‌ كه‌ مي‌خواست‌ و مي‌گفت‌ يعني‌ عشق‌ به‌ مردم‌ باوراندند.
ترديدي‌
نيست
كه‌ عاشورپور قديمي‌ترين‌ خواننده‌ گيلاني‌ است‌ كه‌ بيش‌ از شصت‌ سال‌ سابقه‌ كار دارد و او را مي‌توان‌ سردمدار تبديل‌ آواهاي‌ فولك‌ به‌ موسيقي‌ ماناي‌ گيلان‌ دانست. وي‌ بسياري‌ از كارهاي‌ خود را از آنچه‌ گيلانيان‌ در بطن‌ خود داشته‌اند استخراج‌ و گردآوري‌ نموده‌ كه‌ بي‌شك‌ از ميراث‌ باارزش‌ موسيقي‌ اين‌ خاك‌ محسوب‌ مي‌شود. 

 
قراراست بر اساس وصیت عاشورپور، پیكرش پس از تشییع در تهران برای خاكسپاری به بندر انزلی منتقل شود.

 منابع ـ افتاب - تادانه - وکیپدیا

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 18:31 توسط رهنما| |

 

   

اطلاعات برفی

 دانه هاي برف به اين نحو تشكيل ميگردند:هنگامي كه رطوبت هوا اطراف ذرات معلق در هوا (گردو غبار و يا آلودگيهاي هوا) منجمد ميگردد تشكيل كريستالهاي يخ را ميدهند. با به هم  پيوستن كريستالهاي يخ بيكديگر بتدريح به وزن كريستالها افزوده شده و نهايتان به سمت سطح زمين فرود مي آيند.

 شكل دانه هاي برف به ميزان سرما،رطوبت هوا و سرعت وزش باد حين شكل گيري دانه هاي برف بستگي دارد.

هر دانه برف از ۲۰۰-۲كريستال يخ تشكيل گرديده است.

* تمام دانه هاي برف ۶وجهي ميباشند.

* اندازه متوسط دانه هاي برف ۱سانتي متر ميباشد.

* بزرگترين ابعاد دانه برف ثبت گرديده ۳۰*۲۰سانتي متر طول داشته كه در سيبري مشاهده گرديده است.

* در هر ۳۰سانتي متر مربع توده برف ۱۰ميليون دانه برف موجود ميباشد.

* دانه هاي برف شفاف ميباشند اما سفيد بنظر ميرسند.علت سفيد بنظر رسيدن دانه هاي برف اين ميباشد كه دانه هاي برف مانند منشور عمل كرده و تمام نور خورشيد رابطور يكسان بازميتابانند.

* هر دانه برف ممكن است تا آنكه به سطح زمين برسد ۲ساعت در راه باشد.

                            تصاوير واقعي كريستالهاي برف
 



بررسی برف سال ۱۳۸۳گیلان  (گذشته چراغ راه آینده)

اعلام وضعیت اضطراری ــ بسیج کارشناسان میراث فرهنگی برای برف روبی از بام بناهای تاریخی.

بارش بیش از ۲متر برف در شهرستان رشت و دیگر شهرهای استان گیلان باعث مدفون شدن بناهای تاریخی استان شد.

به علت بارش برف و باران شدید ساختمان جهانگردی در شهر رشت تخریب شده است .

        

اماكن ورزشی شهر رشت در اثر بارش سنگین برف تخریب شد

      

كولاك‌هاي زمستاني شامل برف و باران، موجب فروريختن بام بسياري از ساختمان‌ها در هر سال مي‌گردند. برف بهمن ماه سال ۱۳۸۳رشت، باعث تخريب دهها هزار واحد مسكوني، تجاري، آموزشي و توليدي- صنعتي گرديد و حدود پانصد ميليون دلار خسارت بر جا گذاشت. در بخش صنعت تخريب صدها واحد توليدي موجب بيكاري هزاران كارگر گرديد. كولاكي كه بارش يك برف قابل ملاحظه ايجاد مي‌كند، ممكن است به تنهايي موجب شكست يك سيستم سقف نشود، با تكرار بارش در زماني كه برف قبلي آب نشده و انباشته شدن برف‌ها، ممكن است بار برف از بار زنده‌اي كه بام براي آن طراحي شده است، بيشتر شود. اگرچه بار برف بهمن ۸۳رشت حدود دو برابر بار برف آئين‌نامه ايران بوده، ليكن يافته‌هايي از صدها سازه آسيب ديده‌اي كه مورد بررسي قرار گرفته‌اند، نشان از وجود نقاط ضعف مشخص در طراحي و اجراي اسكلت ساختمان‌ها دارد

    

با بارش‌ برف‌ سنگين‌ در بهمن‌ ماه‌ ۱۳۸۳در شهر رشت‌ وشهرهاي‌ چاي‌ خيز اطراف،‌ علاوه‌ بر بوته‌هاي‌ چاي‌ مدفون‌ و ويران‌ شدن‌ باغها، سقف‌ بسياري‌ از انبارهاي‌ چاي‌ فرو ريخت‌ و چاي‌هاي‌ خشك‌ انبار شده‌ زير آوار برف‌ ۳متري‌ و بي‌سابقه‌در طي‌ ۵۰سال‌ گذشته‌ در گيلان‌ از ميان‌ رفتند. براي‌ نمونه‌ با فرو ريختن‌ انبار نگهداري‌ چاي‌ خشك‌ در بازكيا گوراب‌ لاهيجان‌ مقدار ۵هزار تن‌ چاي‌ خشك‌ در زير آوار ساختمان ‌و برف‌ و باران‌ از ميان‌ رفت‌.

بررسی مطبوعات(۲۵ بهمن ۸۳)

برف ۵هزار واحد مسكونی و اداری را در رشت تخریب كرد. (روزنامه جمهوری اسلامی)

 رشت در محاصره برف ۷ریشتری! (صبح و اقتصاد)

«رشت» به شدت زلزله بم از سرما لرزید .(سیاست روز)

گزارش از ابعاد فاجعه در شهر برف زده رشت، امداد رسانی به افراد محاصره شده در برف ۷۲ساعت مختل بود .(اعتماد)

كمبود خون، اكسیژن، آب و برق در بیمارستان‌های گیلان (خراسان)

هوای گیلان آفتابی شد، رشت همچنان خاموش است .(ابرار)

با افت شدید فشار برف سنگین جریان گاز شمال و غرب كشور را قطع كرد .(ایران)

در زمستان سال ۱۳۸۳در پي بارش برف ۲متري در رشت، تمام محورهاي ارتباطي اين شهرستان مسدود شد، مسافرها در راه ماندند، گاز قطع و مردم با كمبود شديد مايحتاج اوليه زندگي به ويژه مواد خوراكي، روبه‌رو شدند تا جايي كه قيمت يك كلوچه ۵۰توماني به ۵۰۰تومان افزايش يافته بود.
         برف شديد رشت و صف مردم براي مواد غذايي؛ زمستان 1383
هشدارها و نکات ایمنی :
وزن متوسط هر متر مربع برف در شهر رشت ‪ ۴۰‬كيلوگرم است كه فشاري برابر با چهار تن بر سقف يك واحد يكصد متر مربعي وارد مي‌كند كه لازم است مردم نسبت به تخليه و برف روبي پشت بام هاي خود اقدام كنند.
زمستان فصل شایعی برای حملات قلبی می باشد.قبل از این که اقدام به پارو کردن برف بام ساختمان کنید خطرات احتمالی قلبی خود را شناسایی کنید. بارها اتفاق افتاده است که افراد به دلیل پارو کردن برف دچارسکته های قلبی شدیدی شده اند در حالیکه در ابتدا تصور می کردند که دچار کشیدگی عضلات اندام شده اند.
                     " سکته به خاطر پارو کردن برف ! "
زمان پارو کردن برف ضربان قلب شما بی تردید افزایش چشمگیری خواهد یافت لذا پس از  ۱۵ دقیقه حتما به داخل خانه بازگردید و پس از این که ضربان قلب شما به حالت اول بازگشت مجددا به کار ادامه دهید. اما دقت کنید در هنگام مراجعه به منزل از استعمال سیگار و نوشیدن چای و قهوه داخل منزل اجتناب نمایید. چون در حالیکه بدن شما گرم است کافئین و نیکوتین موجود در موارد فوق ؛ تنها بار تحمیلی بر قلب شما را افزایش می دهد .

برای اینکه احتمال وقوع سکته قلبی را کمتر کرده باشید :

زمانی که برف پارو می کنید ، مقدار کمتری برف را با پارو بلند کنید و  پارو را به بدنتان نزدیک تر نگاه دارید تا انرژی کمتری برای بلند کردن آن صرف کنید. زانوهایتان را هنگام بلند کردن پارو خم کنید و هنگام پرتاب برف پاها را صاف کنید.

پوستتان را با مقداری وازلین پوشش دهید.
 چنین هوایی معمولآ سرد و توأم با وزش باد است و صورت را دچار سرمازدگی می کند.با مالیدن یک لایه نازک وازلین روی سطح پوست (به ویژه روی گونه ها،بینی،چانه،گوش و گردن) می توانید از آن مراقبت کنید.
 
 هنگام پیاده روی دستتان را داخل جیبهایتان نگذارید.

اگر دستانتان آزاد باشند،زمانی که سر می خورید می توانید برای حفظ تعادل از آنها بیشتر استفاده کنید.

به یخ زدگی پس از بارش برف دقت کنید.

کفش هایی با کف لاستیکی و اصطکاک مناسب بپوشید،به آرامی راه بروید،از حمل بسته های سنگین خودداری کنید و برای رفتن به هر مسیری چه با اتومبیل و چه پیاده زودتر حرکت کنید.

 هنگام خروج از منزل از لباس مناسب و کفش عاج دار استفاده نمائید.

 چند لباس را روی هم بپوشید و سعی کنید که اولین پوشش شما از جنس ریز فیبرهای مصنوعی مثل پلی پروپیلن باشد.

این نوع الیاف عرق بدن را دفع می کنند،بنابراین کمتر احساس سرما می کنید.از پوشش های کتانی بپرهیزید چون رطوبت را در خود نگاه می دارند و مرطوب می شوند.روی زیر پیراهنی مذکور،پیراهنی پشمی و سپس روی آن یک ژاکت ضد باد بپوشید.

 قبل از پارو کردن حدود پنج دقیقه حرکات ورزشی و کششی انجام دهید و حدود پنج تا ده دقیقه خارج از منزل پیاده روی کنید.
 
 به مقدار کافی آب بنوشید تا بدنتان با کم آبی مواجه نشود.قبل از انجام این کار از مصرف نوشیدنی های حاوی کافئین،الکل و یا محصولات سرشار از نیکوتین خودداری کنید.

سعی کنید عمل پارو زدن برف را زودتر و در چندین نوبت انجام دهید.برفی که تازه باریده سبکتر از برفی است که روی هم انباشته و یا آب شده است.

    

هنگام پارو کردن برف بام ازپرتاب آن برروی سیم های انتقال برق جدا خود داری شود.

از پاروی مناسب استفاده کنید.پاروهای کوچکتر باعث می شوند تا برف کمتری را بلند کنید و صدمه کمتری به عضلاتتان وارد شود.

 به صدای بدنتان گوش فرا دهید.اگر احساس کردید که با تنگی نفس،سرگیجه یا درد و ناراحتی در ناحیه قفسه سینه مواجه هستید به سرعت از این کار دست بکشید و به انجام امور پزشکی بپردازید.
                 یک دستگاه برقی برف روبی به نام Snow Throwers
    ارش ۱۸۰سانتي‌متر برف در انزلي سبب بروز بحران در اين شهر شده.
   
    آره عزيزم، يه کم ديگه بباره لحاف و تشک ميارم همين جا دراز مي‌کشم و باهات صحبت مي‌کنم..
 
منابع: تبیان - افتاب - بازار ما - مردمان
نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 11:22 توسط رهنما| |
 
 
كوتاه ترين راه عشق ورزيدن نگاهي ست خالص و بي ريا توام با عشق...
 
 كوتاه ترين راه رسيدن به ثروت آن است كه قابليت هايت  را بشناسي
و بر آن تكيه كني...
 
كوتاه ترين راه براي تسكين پشت كنكوري ها ديدن افراد موفق و خوشبختي
است كه حتي از جلوي دانشگاه هم رد نشده اند...
 
كوتاه ترين راه براي رسيدن به آرزوها واقع بين بودن است...
 
كوتاه ترين راه براي غيبت نكردن آن است كه عيوب خود را مثل عيب
ديگران ببيني...
 
كوتاه ترين راه براي داشتن جسمي سالم اعتدال در خوردن است
 نه كم نه زياد...
 
كوتاه ترين راه براي رسيدن به ثبات آن است كه بر آنچه ايمان
داري پافشاري كني حتي اگر يك لشكر مخالف داشته باشي...
 
كوتاه ترين راه براي رسيدن به آرامش آن است كه كمتر به
 چيز هايي كه نداري فكر كني...
 
كوتاه ترين راه براي فاش نساختن راز ديگران آن است كه هرگز به
 رازشان گوش ندهي...
 
كوتاه ترين راه براي تحقير نكردن ديگران اين است كه فقط چند
لحظه خودت را جاي آنها قرار دهي...
 
كوتاه ترين راه غلبه بر مشكلات كوچك و ناچيز شمردن آنهاست...
نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 12:40 توسط رهنما| |

 

                     

نام علمی: Olea europaea) شامل تقریباً ۲۰گونه درختان کوچک از خانواده Oleaceae بوده و در جهان کهن از حوزه دریای مدیترانه، شمال افریقا، جنوب شرقی آسیا، شمال تا جنوب چین، اسکاتلند و شرق استرالیا پراکندگی گسترده‌ای داشته اند. آنها همیشه سبز بوده و دارای برگهایی کوچک و یکپارچه هستند که روبروی هم قرار گرفته اند.

معروف‌ترین گونه شناخته شده این گیاه زیتون اروپایی نام دارد Olea europaea که از دوران باستان برای تهیه روغن زیتون و نیز برای خوردن خود میوه آن کاربرد داشته است (که در حالت طبیعی تلخ است که باید در معرض تخمیر طبیعی قرار گیرد و یا به منظور قابل خوردن نمودن، آن را در آب نمک بخوابانند).

منطقه‌ای بومی و مسلم در سوریه و قسمت‌های ساحلی آسیای میانه، فراوانی آن دریونان ومجمع الجزایر آن و کنایات فراوانی که توسط شعرای قدیمی در مورد آن بکار رفته نشان می‌‌دهد که زیتون بومی این نواحی بوده است اما در نواحی دورافتاده از مشرق زمین زیتون کشت نشده و کم و بیش به شکل نوع ابتدایی خود بازگشته است.

       

از دیدگاه پرورش دهندگان مدرن، تنوع زیتون‌های شناخته شده بسیارزیاد است. فقط در ایتالیا حداقل ۳۰۰گونه وجود دارد اما تعداد کمی از آنها تاحد زیادی رشد می‌‌کنند.

کشت زیتون در ایران

این گیاه حدود ۶۰۰سال پیش هم زمان با مهاجرت گروهی از کردان کرمانجی از حلب سوریه به منطقه رودبار وارد شد.

خواص درمانی زیتون

         

زیتون نقرس و رماتیسم را درمان می‌کند ، برگ زیتون با اثر مقوی درمان کننده فشار خون و زخم‌های عفونی است. شیرابه‌ای قندی تحت نام (مان زیتون) از ساقه این درخت ترشح می‌شود که مصرف خوراکی دارد. همچنین برگ زیتون نیز حاوی گلوکزید،‌مواد قندی، مواد تلخ، کلروفیل، اسید گالیک، تائن، موم و مانیت است. روغن زیتون، سوزش و درد ناشی ازسوختگی را تسکین داده و از بروز تاول جلوگیری می‌کند. کمپرس پوست در موارد آفتاب زدگی، سرمازدگی، گزش مار، عقرب و حشرات با روغن زیتون سبب تسکین درد و سوزش و التیام می‌شود. همچنین ماساژ پوست با روغن زیتون، تعریق زیاد را کاهش داده،‌مژه و ابرو را تقویت می‌کند. این درحالی است که ماساژ پوست سر با روغن زیتون سبب تقویت پوست و مو گشته و شوره سر را برطرف می‌سازد چند قطره روغن زیتون سریعا خارش و سوزش چشم و پلک راتسکین داده و آبریزش چشم را برطرف ساخته و قوه بینایی را تقویت می‌کند.

            

سودمندی‌ها

حاوی میزان زیادی روغن غیراشباع مونو می باشد.

حاوی مواد شیمیایی گیاهی است که باعث کاهش کلسترول و خطرا ابتلا به سرطان می شود.

حاوی میزان زیادی آنتی اکسیدان است.

دوام و مدت نگاهداری آن نسبت به روغن های دیگر بیشتر است و حتی می توان آن را فریز کرد.

مضرات

گرچه فواید روغن زیتون بسیار بیشتر از مضرات آن است، اما این محصول هم ضررهایی دارد.

با گرم شدن، کمی از طعم و بوی این روغن از دست می رود.

گرم شدن در دمای بالا می تواند باعث بی ثباتی و ناپایداری روغن شود، که باعث ایجاد بیماری های قلبی در مصرف کنندگان شود.

مصرف زیاد میوه زیتون سبب لاغری، بی‌خوابی واختلالات تنفسی می‌شود.

زیتون پرورده

        زیتون پرورده شیرین

مواد لازم

زیتون ۱کیلو، سیر۱بوته، مغز گردو ی چرخ شده ۱پیمانه، اب انار ۱پیمانه، سبزی معطر (در گویش گیلانی چو چاق)۲بسته، رب انار ۱قاشق، دانه انار ترش در صورت تمایل نصف پیمانه سایده شده، گلپر ۲قاشق چای خوری

طرز تهیه:

اول زیتون ها  هسته آنرا جدا کرده می شوییم سبزی معطر را شسته خوب چرخ می کنیم معمولا باید سبزی ودانه انار را با هم بسابیم حالا چون وسایله برقی در دسترسمان هست از انها استفاده می کنیم وقتی سبزی را چرخ کریم اب زیتون را خالی کرده و گردوی چرخ شده و سبزی ورب انار گلپر سیر کوبیده رابا هم مخلوط می کنیم بعد مقداری از اب انار را میریزم باز مخلوط می کنیم اگر مزه وترشی ان خوب بود بقیه آب انار را نمی ریزیم در صورت تمایل می توان ترشی وسیر انرا بیشتر کرد واقعا خوش مزه است امید وارم که خوشتان بیاید.

این مواد را خوب با هم مخلوط کرده در ظرف شیشه‌ای دربسته‌ای چند روز در یخچال نگه میداریم. با این کار هم تلخی و گسی زیتون گرفته می‌‌شود هم بسیار خوشمزه و خوشبو و اشتهاآور می‌شود..

به علت اين كه زيتون پرورده از زيتون و گردو و آب انار و سير و سبزيجات تشكيل شده محصول است كاملا سالم و مقوي و تك تك مواد بكار رفته در آن براي سلامتي بدن به حائز اهميت مي باشد و از ارزش غذايي بسيار بالايي برخوردار است كه مي توان جايگزين خوبي براي ديگر چاشني هاي غذايي قلمداد گردد .

روغن زیتون

            

اين روزها روغن زيتون را همه به عنوان بهترين ‌و ‌سالم‌‌ترين ‌روغن ‌مي‌شناسند. شايد هم شنيده باشيد كه اين روغن براي چربي و قند بالا بسيار مفيد است. اما باز هم تمام حقايق درباره اين روغن ارزشمند، شناخته شده نيست.
در قديم يعني زماني كه هنوز كارخانه توليد روغن وجود نداشت، اين روغن در كنار روغن حيواني به عنوان پر مصرف‌ترين روغن‌ها به حساب مي‌آمد تا آنكه با محبوبيت هر چه بيشتر روغن حيواني و كره، اين روغن جايگاه اصلي خود را از دست داد، اما امروز، به دليل افزايش تعداد افرادي كه بر اثر سكته‌هاي قلبي راهي بيمارستان مي‌شوند، رفته رفته مردم به اين فكر افتادند، يا اصلا روغن نخورند يا آنكه اگر مي‌خورند حداقل از اين روغن استفاده كنند. در حالي كه قيمت بالاي اين روغن يكي از موانع مصرف آن است.

طرز استفاده از روغن زیتون

               


بسياري از خانم ها تصور مي كنند كه از اين روغن فقط مي‌توان به همراه سالاد استفاده كرد، در حالي كه اين روغن را حتي مي توان در تهيه غذا و سرخ كردن‌ها نيز به كار برد.
جالب است بدانيد كه اين روغن نقطه دود بالايي دارد و آن به اين معناست كه اين روغن در حرارت بسيار‌بالا نمي‌سوزد و از خود تركيبات سرطان زا توليد نمي‌كند، يعني هيچ گاه در سرخ كردن‌هاي خانگي خطري به وجود نخواهد آمد، از اين روست كه توصيه مي‌شود براي سرخ كردن‌هاي طولاني و در حرارت‌هاي بالا (در سرخ كن‌ها) بهتر است از اين روغن استفاده شود. خوشبختانه روغن زيتون را مي‌توان۴ تا ۵مرتبه براي سرخ كردن استفاده كرد.

                     
اگر در خانواده شما فرد بيماري هم وجود ندارد، به شماتوصيه مي‌شود كه اين روغن را وارد رژيم غذايي روزانه‌تان كرده و در تهيه هر نوع غذايي حتي براي روغن روي برنج نيز از اين روغن استفاده كنيد. بايد توجه داشته باشيد كه در هنگام سرخ كردن، روغن بايد كاملا‌ داغ شود. استفاده از روغن زيتون درهر پخت وپز نصف ساير روغن‌هاست و جذب غذا نشده و غذا را ترد‌وخوشمزه مي‌كند. 

تقلبات در روغن زیتون

              

روغن زیتون به دلیل قیمت و ارزش بالای تغذیه‌ای، گاه به صورت تقلبی با روغن‌های معمولی و کم ارزش مخلوط و به بازار عرضه می شود. به همین منظور در طول سال‌های متمادی تحقیقات قابل توجهی در هر یک از زمینه‌های ممکن در مورد روغن زیتون انجام شده است. با این حال تشخیص روغن اضافه شده به روغن زیتون معمولاً به آسانی انجام نمی ‌شود، چرا که گاهی روغن اضافی را طوری انتخاب می ‌کنند که هیچ تغییری در شاخص‌ها (عدد یدی، عدد صابونی، تغییر ضریب شکست نور)  به وجود نیاید.

افزودن روغن‌های ارزان ‌تر مانند روغن ذرت، روغن‌های هیدروژنه و جامد، همچنین روغن زیتون تصفیه شده ( که مصرف خوراکی ندارد) و روغن تفاله ی زیتون به روغن زیتون بکر، اغلب به عنوان تقلب در روغن زیتون محسوب می شوند.


  منابع :زیتون ایرانی ، دانشنامه رشد ، ویکی پدیا ، دانش پارسی ، تبیان ،تازگی

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 13:20 توسط رهنما| |
             

گيله‌مرد نمايش ايران

نمايشنامه نويس، مدرس نمايشنامه‌نويسي
تاريخ تولد: ۱۳۱۸رشت
تحصيلات: كارشناسي علوم اجتماعي از دانشگاه تهران

اكبر رادي در روز دهم از مهر ماه سال ۱۳۱۸در رشت پا به عرصه وجود گذاشت. فرزند سوم از يك خانواده شش نفره است.

نام پدرش «حسن» كه با ۹كلاس سواد به زبان هاي فارسي، تركي، فرانسوي و روسي تسلط داشت و در خيابان شاه قنادي و به اتفاق برادرش كارخانه قند ريزي و سخت گرفتار معاملات كه اين موضوع مجالي براي پرداختن به فرزندان را نمي گذاشت. مادر اكبر« ام البنين » زني بي سواد اما با احساس، دانا و شايسته بود رادي چند سال اول زندگي خود را در رفاه نسبي گذراند .

      

چهار سال اول دوران تحصيل خود را در دبستان «عنصري » گذراند اما در سال۱۳۳۹به علت ورشكستگي پدر به تهران آمدند فقر به شدت آن روي خود را به رادي نوجوان نشان داد تا جاي كه براي تهيه نياز هاي اوليه خود دچار سختي فراوان بود.

          

خالق نماشنامه«منجي در صبح نمناك» دو سال آخر ابتدايي را در دبستان «صائب» تهران گذراند و دوره متوسطه را در دبيرستان فرانسوي «رازي» به پايان رساند

    نهم دیماه هزارو سیصدو هشتادو شش

   دومین جایزه‌ی ادبیات نمایشی به‌نام "اكبر رادی"

رادي مي گويد:( در طول تحصيل يك دو سال باطل هم داشتم:  اين كه در مقطع ابتدايي محصل درس نخوان زرنگي بودم و در كتبي امتحانات نهايي حوزه شاگرد اول شدم، سوم دبيرستان بودم، پانزده ساله، كه بر اثر يك بحران شديد روحي، و سردي به درس و مشق و گرايش به مطالعه سه تجديد آوردم و با همان سه تجديد رد شدم ...) رادي يك سال نيز در كنكور پزشكي شركت كرد كه موفق به قبولي در دانشگاه نشد. او در سال ۱۳۳۹در رشته علوم اجتماعي دانشكده ادبيات دانشگاه تهران پذيرفته شد و چهار سال بعد نير در فوق ليسانس همان رشته قبول شد اما در هنگام اخذ پايان نامه درس را به علت فشار زندگي مشترك  رها كرد.

رادي از سال ۱۳۴۰با حكم رسمي معلم شد. علاقه بيش از حد او تئاتر باعث شد تا مطالعات خود را به زمينه ادبيات و تئاتر اختصاص دهد و دو نمايشنامه رونه آبي(۱۳۴۱) با هزينه شخصي و افول(۱۳۴۳)با هزينه گروه طرفه به چاپ رساند.

   

  هنرمندی که به تئاتر ملی جامه عمل پوشاند

استاد اكبر رادي در سال ۱۳۴۱به عضويت گروه ادبي طرفه در آمد كه اعضاي آن را اغلب دانشجويان تشكيل مي دادند كه سوادي انقلابي ادبي را در سر داشتند.

رادي در سال ۱۳۴۴با يكي از هم دنشگاهي هاي خود به نام« حميده عنقا» ازدواج كرد و صاحب دو فرزند پسر به نام هاي آريا و آرش شد. كه فرزند اولش آريا و همسرش هر دو پزشك و آرش فارغ التحصيل رشته كامپيوتر هستند.

اين نمايشنامه نويس همچنين در مقام استاد دانشگاه در مقاطع كارشناسي و كارشناسي ارشد به تدريس دروس نمايشنامه نويسي پرداخت و در سال ۱۳۷۳بازنشسته شد.

  

اولين تجربه جدي رادي در حوزه ي ادبيات داستاني بود به نام « باران» كه در مسابقه داستان نويسي  مجله «اطلاعات جوان » چاپ و ميان بيش از هزار داستان  در سال ۱۳۳۸برنده جايزه اول شد. او در سال ۱۳۳۶اولين نمايشنامه خود به نام« از دست رفته» را به رشته حرير در آورد اما به علت دلخواه نبودن،  آن را هرگز در  ليست آثار خود قرار نداد.

اولين و مهمترين اتفاق زندگي رادي آشنايي او با شاهين سركسيان  به معرفي احمد شاملو در سال ۱۳۳۹بود .

سركسيان كه تسلط كامل بر سيستم استانيسلاوسكي داشت  بعد از خواندن «روزنه آبي» وتحسين فراوان رادي جوان تصميم به اجراي آن گرفت و مصرانه از رادي خواست كه جز نمايشنامه چيز ديگري ننويسد.

دومين اتفاق موثر در زندگي رادي آشنايي او با«جلال آل احمد» است و با اين كه به لحاظ فكري با هم تفاوت زيادي داشتند اما رادي آل احمد و سركسيان را در زندگي خود بسيار پر رنگ  با اهميت بر مي شمارد.

اولين نمايشنامه اي كه رادي خواند «دوشيزه ارلئان» شيلر است، اما بيشترين تاثير را در نگارش از آثار« چخوف» و« ايبسن» گرفته است.

اكثر آثار رادي را نمايشنامه هاي بلند تشكيل مي دهند وتنها چند اثر آخر او كوتاه هستند ديالوگ در آثار رادي بسيار حائز اهميت است و شخصيت پردازي ها بر پايه آن صورت مي پذيرد كه اين مهم ترين خصيصه نمايشنامه نويسي اكبر رادي مي باشد.

        

رادی در آخرین یادداشت، از روزگار خود با عنوان "دوران بی خصلت، بی هویت و بی معنی" یاد کرده است.

 

در پايان بايد خاطر نشان كرد كه استاد اكبر رادي يكي از ماندگار وتاثير گذارتر و تعيين كننده ترين افراد در حيطه هنر هاي نمايشي است و شاخه ادبيات نمايشي در ايران تا حد زيادي مرهون اين نمايشنامه نويس بزرگ است.

از ديگر كارهاي رادي مي‌توان به: نگارش داستان‌هاي بلند «افسانه دريا» و«مسخره»  ۱۳۳۶نمايشنامه «از دست رفته» (چاپ نشده)؛ ۱۳۳۷داستان «باران» و «جاده» مجله «اطلاعات جوانان»؛  ۱۳۳۸داستان «سوءتفاهم» هفته نامه فردوسي؛ ۱۳۳۹داستان «كوچه»۱۳۳۹، نمايشنامه «مسافران ومرگ در پاييز» چاپ در مجله «پيام نوين»۱۳۴۴نمايشنامه «روزنه آبي» ۱۳۴۱به كارگرداني «‌شاهين سركيسيان» ۱۳۴۵، نمايشنامه «مرگ در پاييز» ۱۳۴۹به كارگرداني «عباس جوانمرد» تهران، چاپ مجموعه داستان «جاده» ۱۳۴۹نمايشنامه‌ي «ارثيه ايراني» ۱۳۴۷،نمايشنامه«افول»۱۳۴۳نمايشنامه«صيادان» اشاره کرد و از ديگر نمايشنامه‌هاي او مي‌توان از «لبخند باشكوه آقاي گيل»، «در مه بخوان»، «آهسته با گل سرخ»، «منجي در صبح نمناك»، «هاملت با سالاد فصل» ،«آميز قلمدون، «شب روي سنگ‌فرش خيس»، «آهنگ هاي شكلاتي»، «پايين گذر سقاخانه» و...، نام برد

اکبر رادي، نمايشنامه نويس برجسته ايرانی بامداد روز پنجم دی ماه در بيمارستان پارس به علت بيماری سرطان مغز استخوان در سن ۶۸ سالگی درگذشت.

      ۱۳۸۶/۱۰/۰۷

روحش شاد یادش گرامی.

نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 9:15 توسط رهنما| |
 

شیون تولدت مبارک

              

عاشقی نکرده ایم !

 

من به چشم گاو،

                       سبزه ام؛

 

گاو در چشم من،

                         کباب.

 

 

                                 "شیون فومنی"

شیون فومنی در ۳دیماه ۱۳۲۵در« فومن »یکی از شهرستانهای شمال ایران به دنیا آمد و در طول زندگی ادبی خویش ، توجه ویژه ای به فرهنگ عامیانه داشت. این شاعر معاصر ، تحصیلات ابتدایی خود را در زادگاهش فومن و تحصیلات متوسطه را در شهر کرمانشاه به پایان رساند و پس از اخذ دیپلم به خدمت در آموزش و پرورش استان مازندران مشغول شد. او سالها یی نیز در رشت به تدریس پرداخت . شیون با علاقه ای که به ادبیات داشت به شعر روی آوردبا تاثیر از فضای سرسبز خطه های شمال به خلق آثار هنری و ادبی دست زد. زبان شعری شیون ساده و صمیمی است که گاهی رگه هایی از زبان مردم گیلان را می توان در آن مشاهده کرد .
شیون فومنی شاعر و ترانه سرا در تاریخ ۲۳/ شهریور ماه ۱۳۷۷درگذشت و در سیلمان داراب - رشت ، در جوار میرزا کوچک خان جنگلی به خاک سپرده شد. 

         

تا نخواستم بشتوه جنگل صدای تیشیّه

داس اوساد هیزم شکن اول بزِه می ریشیّه

بلگانه شاخه دّوّستّم تا نشه فصل بهار

باد بومو آتش بزِه می دامن اندیشیّه

باغ کتامه آب کّرّه بردندّره شب تا سحر

بیستون خواب دِندّره فرهاد زخم تیشیه

خانه شیطان شاید گال پُچه خانه می شین

سنگ بد بختی خوره از هر طرف می شیشیه

سر سری از بس بیگیفته هرتا کارّ مرد کار

دست آخر موشّ گود شیران سبز بیشیه

عالم خوسر فوگود شیون تی مرغ کت کتاس

تی سگ زور فانرسه شالان غارت پیشیه؟؟؟؟؟      

         

                

 

شعر بی عشق ! _ همواره کارش به جدال و ستیزه می کشد تا به جایی که دهان ،زخم نمایان تن می شود و نگاه بیرونی شاعرش به نوعی توصیف و روایت صرف طبیعت به نظر می رسد و در چار چوب ذهنیت «منوچهری»تا طبیعت گران شعر امروز جای خوش می کند...
به اعتقاد من هنرمند به چیزی مدیون نیست باید به فطرت هنرمندانه خود وفادار بماند آلایش ذهن آفرینش  کارش به هرچه ...حتی رنگ «سیاه،سفید»لهجه و زبان و مرز ...از منزلت هنری او کاسته است،به نوعی ارتباطش را محدودتر می گذارد و تداوم ارزش های فرهنگی او را ضعیف تر و سطحی تر می نمایاند.هنر مند،تشنه است و تشنگی مرز نمی شناسد ...تشنگی،آب نیست که ظرفیتی را به خود غالب کند...

هنرمند سقف پذیر و مرز اندیش و خلوت زی،فانوس بی حفاظ شعله ی بی پیراهنی است در گذار باد...نباید به خلائی که می خواهد اورا در خود فرو برد عادت نماید...
فکر کنم از «بروکس»باشد که می گوید:_ «تخیل در فضای تهی هرگز به کار نمی افتد...»حرف درستی است ،به تلخی این واقعیت کاملاًواققفم و یقین دارم سنتی های رادیکال شعر «آبادی من !»پای پرچین پریروزها پرواز را پلید می انگارند...
همه چیز از نقطه آغاز می شود ، اما من که شاعرم از کلمه...
شعر در من که حجمی از جستن و نیافتن های خویشم!با انتخاب زیستیی دمکراتیک حالت حماسی  به خود می گیرد ،خوش دارم آدمیان با من بخندند...نه برمن بخندند!

                  
جریان نا منظم هیچ تجربه ا ی مجذوبم نمی کند زیرا مشاهداتم را می شنوم آنچه که به چشمم می آید در واقع صدای به گو شرسیده ی من است !و به قول کریشنامورتی:«مشاهده کننده ،خود مشاهده است »...شاعر سعی ندارد بفهمد زیرا فهمیدن عملی است در جهت رفع رفع و حل مشکلات...شاعر خود اشکال است.
زبان شعری ام نوعی زبان محاوره به خود گرفته است چون صحف پیامبرانن که خواستنی ترین مخاطبش «تو» می باشد با لحنی عاشقانه ...گاه تکلم معلمی اندرزگوی...واین نیز خود باز تابش همان شرایط شریفی است که در زندگی معلمانه خویشی داشته ام با کودکانی کهنسال!
عندلیب آوازم، گلستانی در منقار دارد و دریایی در گلو...هرگز نخواسته ام کارهای نا مطبوع تکرار و یکنواختی را به جای شعر اصیل فترسی به اهل خاک و خاطره عرضه بدارم...دوست داشته ام  _ شدیداً هم دوست داشته ام  _همچون    همه ی خنیاگران واقعی از جنب و جوش اشیاء به هیجان آیم و تااندازه ای از هویت خاکی انسان بارور و سرشار شوم...
اشیاء به مفاهیم پراکنده ی ذهنم به ناگزیر شکل می بخشند لاله، تلقی سرخم از رنگ می شود سایه ها در بهت نگاهم به صدا در می آیند به کودکی های اغواگر زمین بر می گردم با کاکلی سفیدو پریشان و ریخته به پریشانی تابستان ! جهان جلیلم آنگاه دره واره ی است پر از پروانه ...آغوش می گشایم  چند واژه ...تنها چند واژه به جای آن همه پروانه در مشته های کوچک پر میزند.
در انارستان آواز ...
این انار است که دستانم را می چیند ...
از سر شاخه های بارور میل و رضای میل!

برگرفته از مقدمه کتاب شعر «رودخانه درچهار »اثر زنده یاد «شیون فومنی »
نشر:خجسته ، به کوشش حامد فومنی فرزند شاعر

                    

به لب نیامده، هر ناله در گلویم مرد

نگفته راز دلی ،نگفته راز دلی شوق گفتگویم مرد

کجاست گریه سبز نوازش ابری

که پونه پونه صحرای آرزویم مرد

مرا به بازی پروانه ها په می خوانی؟

به سینه کودک قلب بهنه جویم مرد

چراغ سوخته ام بر مزار لاله دشت

که در غبار ره باد، کورسویم مرد

تو در فضای من از مرگ من مشو دلگیر

که نازدانه مهر تو پیش رویم مرد

نی شکسته نیزار حسرتم شیون

به لب نیامده، هر ناله در گلویم مرد

نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386ساعت 8:51 توسط رهنما| |